Showing posts with label arash sametipour. Show all posts
Showing posts with label arash sametipour. Show all posts
Saturday, October 11, 2014
Monday, February 24, 2014
اعتراض به عشق، از هلند تا بهشت
من
دوست دارم هرجا دلم خواست همسرم را ببوسم
و در آغوش بگیرم.
این
قضیه جزئی از استاندارد های زندگی من است
و مطمئناً تغییر نخواهد کرد.
از
طرفی هم در هلند و در جامعهای که در آن
زندگی میکنم این نوع اظهار علاقه و عشق
کاملاً منطقی و روزمره تلقی میشود و
حساسیت خاصی را بر نمی انگیزد.
اما
برای همه ی آدمهای ساکن در این جامعه،
اظهار عشق و علاقه به یکدیگر به این راحتی
ها هم نیست و گاهی باعث مشکلات جدی می شود.
هفته
ی گذشته در شهر اوترخت در هلند در سوپرمارکت
مشهور آلبرتین (Alberthein)
یک
بوسه ی خیلی ساده – آنهم در روز ولنتاین
-
منجر
به یک مجرای تلخ شد.
در
این سوپرمارکت یک زوج جوان، با مشاهده ی
تزیینات و کادو های روز ولنتاین احساساتی
شدند و یکدیگر را بوسیدند.
کاری
که حداقل اینجا در هلند حساسیت برانگیز
نیست و عجیب و غریب تلقی نمی شود.
اما
در این مورد خاص، مامور امنیتی فروشگاه،
زوج مزبور را با سر و صدا از سوپرمارکت
بیرون کرد.
البته
بوسه مهم نبود بلکه بوسندگان بودند که
هدف قرار گرفتند.
این
زوج دو دختر دگرباش جنسی (
لزبین)
بودند.
هفته
گذشته و بازهم به مناسبت ولنتاین نماهنگ
جدید گوگوش بنام بهشت منتشر شد که تم آن
آزادی عشق ورزیدن بود و رابطه ی دو دختر
جوان را به تصویر می کشید.
من
هم مانند خیلیهای دیگر این نماهنگ را
در صفحه ی فیسبوکم به اشتراک گذاشتم و
عنوان آن را «
آزادی
ِ عشق ورزیدن برای همه»
برگزیدم.
در
کنار آن هم با علاقه به بررسی منابع و
مدیایی پرداختم که در مورد این موزیک
ویدئو مطلب نوشته بودند و البته با علاقه
ی بیشتر به خواندن کامنت های مخالف و موافق
آدمها در فیسبوک پرداختم که این نماهنگ
را به نقد کشیده بودند و در مورد آن نظر
داده بودند.
اصولاً
در مورد هر مطلبی دوست دارم که نظر مخاطبان
را بدانم و بخوانم و گاهی برایم کامنت ها
جذابتر از اصل مطلب است.
در
این مورد هم تفاوت آرا و نظرات به شدت
گسترده (
و
گاهی بی در و پیکر )
بود.به
نحوی که دامن خودم را هم گرفت و برای نخستین
بار ناچار شدم تعدادی از کامنت های دوستانم
را که در مورد همین موزیک ویدئو در صفحه
ی فیسبوک من گذاشته بودند حذف کنم.
و
جالب اینکه اکثر کسانی که کامنت منفی
گذاشته بودند ساکن تهران هستند.
تا
اینجای کار متوجه شدم که ستیزه با دگرباشان
جنسی تنها مختص تهران نیست و بلکه در همین
هلند که به بردباری، مدارا و پذیرش همگانی
مشهور است هم یافت می شود.
مدیریت
سوپر مارکت زنجیره ای بطور رسمی و با صدور
اعبلامیه ای عذرخواهی نموده است اما این
عمل مامور امنیتی منجر به بحثهای فراوانی
شده است که آیا ستیزه جویی با دگرباشان
جنسی زیر پوست شهر پنهان است؟
اما
از تهران هیچ اعتراضی به اعتراض کنندگان
به ویدیوی گوگوش شنیده نشد.
تنها
کامنت ها بودند (
و
هستند)
که
نوع نگرش ما کلی ما را نسبت به در خواست
برای «آزادی
عشق ورزیدن برای همه»
بیان
می کند.
مثلاً
خانمی از تهران نوشته بودند که نماهنگ
بهشت شرم آور است و ترویج فساد.
و
خانمی دیگر ضمن تأیید سخن ایشان پرسیده
بودند گوگوش چه پاسخی خواهد داشت اگر
فزندش و یا خواهرش ناگهان بیاید و به او
بگوید که همجنس باز شده است.
( و
من نمیدانم که چطور میشود که کسی ناگهان
همجنس باز بشود و یادی هم کنیم از احمدی
نژاد که از بیخ و بن منکر وجود دگرباشان
جنسی بود – ما در ایران هموسکشوئل نداریم.)
کوتاه
سخن اینکه ای عشق همه بهانه از تست.
Saturday, August 31, 2013
نقض حقوق بشر یکی از دلایل بی اعتمادی ایرانیان به مجاهدین خلق است
گزارش وزارت خارجه امریکا در ماه می 2011 بر عدم وجود حمایت مردم ایران از سازمان مجاهدین خلق در داخل و خارج از کشور تاکید دارد. در این گزارش قید گردیده که "باید گفت که ایرانیان در صورت لزوم احتمالا بجای حمایت از این سازمان، به مقابله با آن قیام کنند" و می افزاید "هر گونه حمایت امریکا از مجاهدین خلق بشدت به سابقه امریکا در بین ایرانیان لطمه زده و احساسات ضد امریکایی ایرانیان را بر خواهد انگیخت". گزارش وزارت خارجه یاد آور می شود که نجات یافتگان از فرقه از سازمان مجاهدین خلق بعنوان فرقه ای یاد می کنند که اعضای سابق خود را مجازات می کند. گزارش می گوید که رهبری مجاهدین خلق برای کسانی که سعی در فرار داشته اند حکم اعدام صادر کرده است.
بیانیه وزارت خارجه که بر پایه ارتباطات و تماس های مردمی سفارت خانه های ایالات متحده در کشور های همجوار ایران و توسط تیم "دیدبان ایران" جمع آوری شده، بازتاب رویکرد ایرانیان در داخل و خارج کشور نسبت به سازمان مجاهدین خلق است.
یکی از محور های اصلی این گزارش به نظرات ایرانیان مبنی بر نقض حقوق بشر در داخل تشکیلات مجاهدین خلق می پردازد. امری که هر نیروی مخالف رژیم تهران را در مورد حمایت از این سازمان به شک و تردید وا می دارد.
نگارنده به عنوان عضو اسبق تشکیلات مجاهدین خلق در ایالات متحده، عراق و ایران شاهد نمونه های جامعی از نقض حقوق اعضا در داخل این گروه بوده است. امری که هر شاهد بی طرفی را نسبت به مجاهدین خلق دلسرد می کند.
مسئله فوق از آنجا مورد اهمیت است که مجاهدین به عنوان اپوزیسیون ضد رژیم در تلاش برای سرنگونی حکومت و جایگزینی آن هستند. اما باید گفت هیچ کس در داخل و خارج از ایران نمی خواهد یک نظام ایدئولوژیک را با نظام ایدئولوژیک دیگری جایگزین سازد.
مجاهدین نیرو هایشان را در محیط های بسته و با حداقل ارتباط با جهان خارج نگهداری می کنند. مزیت این کار این است که فرد به لحاظ روانی کاملا وابسته به تبلیغات ارائه شده توسط کانال های اطلاع رسانی خاص گروه است و حائز ارتباط اندک یا اصولا بدون ارتباط با رسانه های آزاد می باشد.
مجاهدین خلق از تکنیک های منحصر به فرد روانشناسانه برای کنترل اعضا استفاده می کنند. این دیگر یک مسئله درون سازمانی تلقی نمی شود چرا که هر عضو را بصورت ماشین یا ادم آهنی برای پیشبرد اهداف گروه در می آورد. بر پایه همین القائات ذهنی است که نیروی مجاهدین حاضر به عملیات انتحاری یا خودسوزی می شود. به این موضوع باید ایدئولوژی تدوین شده و پرقدرتی را افزود که مبنای آن زندگی و کار اشتراکی، عدم وجود ازدواج، یگانگی با رهبر عقیدتی و ارائه گزارش از خود به مثابه ابزار کنترل نیرو است.
انتخابات درون سازمانی خود موضوع دیگری است که غیر دموکراتیک بودن سازمان و نقض حقوق انسان ها در درون آن را برملا می سازد. در این رابطه اسناد زیادی منتشر نشده است اما می توان اینگونه بیان کرد که انتخابات اصلی در درون مجاهدین همواره به اتفاق ارا ( یعنی همه ی رای ها ) به مقصد می رسند. هیچ نیروی منتقد و مخالفی وجود ندارد.
بر خلاف آنچه مجاهدین تبلیغ می کنند، هیچ یک از موارد بالا الزامات مبارزه با حکومت ایران نیست بلکه همگی نشانه های هویتی توتالیتر و فرقه گرا است. در این چارچوب برخی از حقوق اولیه خود محروم شده و شستشوی مغزی می شوند. نگارنده همچنین شاهد نمونه هایی از ضرب و شتم و ناپدید شدن اعضای مجاهدین خلق در درون این سازمان بوده است.
موضوع اقلیت های دینی همواره یکی از موضوعات مورد بحث منتقدین سازمان بوده است. شرط عضویت در تشکیلات مجاهدین خلق اعتقاد به شیعه دوازده امامی است. چراکه فقط بر اساس اعتقاد داشتن به اما غائب است که می توان به نائب رسمی یا غیر رسمی امام اعتقاد داشت. در تشکیلات رجوی بصورت غیر رسمی از مسعود رجوی به عنوان نائب امام یاد می شود تا بر قداست وی اطاعت محض از او بیفزاید. به همین دلیل اعضای غیر مسلمان همواره تحت فشار قرار داشته اند تا به شیعه معتقد و پایدار شوند. البته از دید مسئولان گروه اینها کافی نیستند و فرد باید مناسک اسلامی شامل نماز روزانه و روزه را به جای آورد.
با اینکه مجاهدین خلق قصد دارند خود را اپوزیسیون مهمی علیه رژیم تهران جلوه دهند، عدم رویکرد مردم به این گروه ادامه می یابد. بنظر نمی رسد تا زمانی که مجاهدین دست به تغییرات اساسی در سازمان نزده اند اقبال مساعدی بیابند. یکی از این تغییرات بی تردید به رسمیت شناختن انتخاب فردی اعضا و حقوق آنان است.
Friday, August 9, 2013
جغد
جغد در ادبیات ایران باستان (بند هشن - ترجمه مهرداد بهار) بهمن مرغ نامیده شده است و آنچه می شود از آن فهمید این است که برخلاف ادبیات تازی (عربی) پرنده ای شوم نیست و سمبل آفریدگان نیک اهورا مزدا است. "مرغ زوربرک و مرغ بهمن است که جغد خوانند"
Subscribe to:
Posts (Atom)


