Tuesday, May 19, 2015

پروتز، دست مصنوعی

مدت زیادی بود که می خواستم در مورد پروتز های دست موجود در هلند چیزی بنویسم که مورد استفاده ی پارسی زبانان محترم قرار داشته بگیرد. فرصت نمی شد. حالا سعی کردم معرفی امکانات جدید این دست را با کمک یک ویدئوی کوتاه انجام دهم. 
این دست بیبیونیک نام داره ومی تونید اطلاعات دقیق تر در موردش رو روی اینترنت بیابید. 
اگر کسی در این زمینه سئوالی داشته باشه یا تجربه ی من رو بخواد می تونه با من تماس بگیره:
ArashSametipour@gmail.cim

Friday, May 8, 2015

مرگ بر اثر صاعقه، چگونه پیشگیری کنیم

به گزارش پلیس هلند، روز گذشته بر اثر برخورد صاعقه، دو دختر جوان که تنها حدود 20 سال سن داشتند جان خود را از دست دادند. این حادثه در پارکی در شهر آمرسفورت در مرکز هلند اتفاق افتاد. قربانین به دلیل بارش شدید باران زیر درختی بلند در این پارک پناه گرفتند و مدتی بعد بدن بیجان آنان توسط شهروندان رویت و به آتش نشانی اطلاع داده شد. درختی که آنها زیر آن پناه گرفته بودند هم سوخته و آسیب دیده است.
این حادثه ی تلخ باعث شد که برخی اصول ایمنی را که باید هنگام وقوع صاعقه رعایت کرد منتشر کنیم. مطمئنا عمل به این دستور العمل ها می تواند نجات دهنده باشد. این نکات را بخوانید و به دوستانتان هم گوشزد کنید. صاعقه کسی را انتخاب نمی کند.
نکاتی برای پیشگیری از خطر برخورد صاعقه:
اینجا بخوانید:


پاینده ایران

چرا مجاهدین با من دشمن هستند 

 
اينها اسلام و ماركسيسم ( كمونيسم) را با هم قاطي كرده اند. شاه مرحوم اينها را كمونيست اسلامي مي ناميد كه از براي بدبخت كردن مملكت با آخوند هاي مختلف همكاری كردند.

رهبر و رييس اينها اسمش مسعود رجوي است او در سال ٦٤ با زن دوستش بنام مريم عضدانلو عروسي كرد و اسم او را گذاشت مريم رجوي. بعد از چند ماه هم اعلام كرد مريم ( زنش) رييس جمهور مادام العمر ايران است

آنها اول همكار خميني بودند ولي بعدا با هم به توافق نرسيدند و دعوايشان شد  

بعد از دعوا با خميني به ترور و بمب گذاري در خيابان هاي تهران و شهر ها اقدام كردند

 رجوي از ايران فرار كرد و زن اولش را جا گذاشت كه اين خانوم بعدا در درگيري با پاسدار ها كشته شد

 رجوي در زمان جنگ به عراق رفت و نيرو هايش را در اختيار صدام قرارداد

 
گروه رجوي در موشكباران صدام و بمباران ها گراي شهر هاي ايران را به ارتش صدام مي دادند  

  اعضاي اين گروه زنهايشان را طلاق دادند و رجوي همه ي اين زن ها را عقد كرده است  

  زنها براي اثبات وفاداري به رجوي بايد وسط مجلس با حضور او لخت مي شدند و با آهنگ شماعي زاده مي رقصيدند  


بعضي از اعضاي مجاهدین در عراق مخالف اين گروه بودند. آنها توسط مجاهدين دستگير و شكنجه شدند

چرا مجاهدین با من دشمن هستند 


 
قبلا هوادار این گروه بودم و موفق به جدایی از این دیوانه ها شدم. همیشه و هر کجا هم فرصت داشته باشم خیانتکار و جانی بودنشان را به هر خبرنگاری خواهم گفت و در این مسیر از تهمت های یک مشت وطن فروش همکار صدام هراسی ندارم

برخی از مصاحبه های من 






مصاحبه با پرس تی وی 


روزنامه هاي المناراليوم
  
 الپائيس  اسپانيايي  

مجله "دنيا العرب 



اگر شما هم خبرنگار، نویسنده و یا محقق هستید می توانید برای آگاهی بیشتر در مورد این گروه ضد ایرانی با من تماس بگیرید. 

Monday, February 24, 2014

اعتراض به عشق، از هلند تا بهشت


من دوست دارم هرجا دلم خواست همسرم را ببوسم و در آغوش بگیرم. این قضیه جزئی از استاندارد های زندگی من است و مطمئناً تغییر نخواهد کرد. از طرفی هم در هلند و در جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنم این نوع اظهار علاقه و عشق کاملاً منطقی و روزمره تلقی می‌شود و حساسیت خاصی را بر نمی انگیزد.

اما برای همه ی آدم‌های ساکن در این جامعه، اظهار عشق و علاقه به یکدیگر به این راحتی ها هم نیست و گاهی باعث مشکلات جدی می شود. هفته ی گذشته در شهر اوترخت در هلند در سوپرمارکت مشهور آلبرتین (Alberthein) یک بوسه ی خیلی ساده – آنهم در روز ولنتاین - منجر به یک مجرای تلخ شد. در این سوپرمارکت یک زوج جوان، با مشاهده ی تزیینات و کادو های روز ولنتاین احساساتی شدند و یکدیگر را بوسیدند. کاری که حداقل اینجا در هلند حساسیت برانگیز نیست و عجیب و غریب تلقی نمی شود. اما در این مورد خاص، مامور امنیتی فروشگاه، زوج مزبور را با سر و صدا از سوپرمارکت بیرون کرد. البته بوسه مهم نبود بلکه بوسندگان بودند که هدف قرار گرفتند. این زوج دو دختر دگرباش جنسی ( لزبین) بودند.

هفته گذشته و بازهم به مناسبت ولنتاین نماهنگ جدید گوگوش بنام بهشت منتشر شد که تم آن آزادی عشق ورزیدن بود و رابطه ی دو دختر جوان را به تصویر می کشید.

من هم مانند خیلی‌های دیگر این نماهنگ را در صفحه ی فیسبوکم به اشتراک گذاشتم و عنوان آن را « آزادی ِ عشق ورزیدن برای همه» برگزیدم. در کنار آن هم با علاقه به بررسی منابع و مدیایی پرداختم که در مورد این موزیک ویدئو مطلب نوشته بودند و البته با علاقه ی بیشتر به خواندن کامنت های مخالف و موافق آدمها در فیسبوک پرداختم که این نماهنگ را به نقد کشیده بودند و در مورد آن نظر داده بودند.

اصولاً در مورد هر مطلبی دوست دارم که نظر مخاطبان را بدانم و بخوانم و گاهی برایم کامنت ها جذاب‌تر از اصل مطلب است. در این مورد هم تفاوت آرا و نظرات به شدت گسترده ( و گاهی بی در و پیکر ) بود.به نحوی که دامن خودم را هم گرفت و برای نخستین بار ناچار شدم تعدادی از کامنت های دوستانم را که در مورد همین موزیک ویدئو در صفحه ی فیسبوک من گذاشته بودند حذف کنم. و جالب اینکه اکثر کسانی که کامنت منفی گذاشته بودند ساکن تهران هستند.

تا اینجای کار متوجه شدم که ستیزه با دگرباشان جنسی تنها مختص تهران نیست و بلکه در همین هلند که به بردباری، مدارا و پذیرش همگانی مشهور است هم یافت می شود. مدیریت سوپر مارکت زنجیره ای بطور رسمی و با صدور اعبلامیه ای عذرخواهی نموده است اما این عمل مامور امنیتی منجر به بحث‌های فراوانی شده است که آیا ستیزه جویی با دگرباشان جنسی زیر پوست شهر پنهان است؟

اما از تهران هیچ اعتراضی به اعتراض کنندگان به ویدیوی گوگوش شنیده نشد. تنها کامنت ها بودند ( و هستند) که نوع نگرش ما کلی ما را نسبت به در خواست برای «آزادی عشق ورزیدن برای همه» بیان می کند.

مثلاً خانمی از تهران نوشته بودند که نماهنگ بهشت شرم آور است و ترویج فساد.
و خانمی دیگر ضمن تأیید سخن ایشان پرسیده بودند گوگوش چه پاسخی خواهد داشت اگر فزندش و یا خواهرش ناگهان بیاید و به او بگوید که همجنس باز شده است. ( و من نمی‌دانم که چطور می‌شود که کسی ناگهان همجنس باز بشود و یادی هم کنیم از احمدی نژاد که از بیخ و بن منکر وجود دگرباشان جنسی بود – ما در ایران هموسکشوئل نداریم.)


کوتاه سخن اینکه ای عشق همه بهانه از تست.